| khab0| حالا مادامی که برای یادآوری، یادگاری نه یادآوری |
| khab1|عه سال |
| khab2|یک هزار و نهصد و هشت هفتاد و هفت |
| khab3| یک هزار و نهصد و هفتاد و هفت ميلادی |
| khab4| من مشرف شدم نجف. |
| khab5| بودم یعنی من رفتم نجف هفتاد و شش |
| khab6| ولی این خواب رو دیدم، هفتاد و هفت |
| khab7| عه من خب امام موسیٰ صدر رو دوست داشتم. خیلی |
| khab8| تا الان هم دوستش دارم. یعنی علاقه |
| khab9| علاقه من به امام موسی صدر خیلی علاقه عجیبی بود. من که من جوانی بودم یعنی. |
| khab10| روزی که ایشون، وقتی که من رفتم از لبنان نجف |
| khab11|و ایشون توی لبنان بودن. سنم 15 سال بود. یعنی کم. |
| khab12| ولی خیلی به او علاقه وافر داشت اتفاقا |
| khab13| من نگران او بودم یعنی همیشه نگران او بودم که مثلا |
| khab14| آقا سید رو ترور کنن بکشن. حالا تو ذهنم نبود که کسی |
| khab15| او را مثلا زند عه ببره تو زندان مثل لیبی |
| khab16| خوب ایشون هم تو لبنان چند بار در معرض ترور بود |
| khab17| و تیراندازی شد به ماشینش. ولی شهید نشد. کشته نشد. |
| khab18| بخاطر این هر مدتی به یاد امام موسی صدر میوفتم نگران میشدم. |
| khab19|عه ولی اون شب هیچ چیزی تو ذهنم نبود |
| khab20| نه اصلا به فکر ایشون نبودم. نزدیک سحر تقریبا |
| khab21| این خواب رو دیدم که امام موسی صدر |
| khab22| دعوت کرد مردم لبنان برای مراسم مردمی بزرگ |
| khab23| معمولا ایشون وقتی که |
| khab24| مثلا مراسمی سخنرانی داشته باشه خیلی، جمع زیادی از مردم میان |
| khab25|گاهی ده ها هزار و این |
| khab26| دعوتشون رسید به مدرسه ی ما یعنی مدرسه ما در نجف |
| khab27| که ما بیاییم شرک بریم شرکت کنیم عه خب |
| khab28| ما در مدرسه تقریبا نزدیک هشتاد |
| khab29| نه هشتاد نه شصت نفر لبنانی بودیم. فقط یک نفر. |
| khab30| لبیک گفتیم به این دعوت. اون نفر یه شیخی هست. |
| khab31| حالا زنده است. ما رفتیم هر دو |
| khab32| برای اونجایی که مراسم هست خب |
| khab33| جایی که رفتیم دیدیم که صحراست و خب در لبنان صحرا نداریم |
| khab34| سحر کاملا صحراست. شما چی میگید؟ بیابان |
| khab35| و یک اتاقی ولی یک اتاق بزرگی هست. یک اتاق فقط. |
| khab36| خیلی قدیمی سنگش هم سنگ خیلی قدیمی هست و |
| khab37|به رنگ سیاه با سبز اینجوری. به ما به ما گفتن که امام موسی |
| khab38| داخل اتاق هست. ما رفتیم داخل اتاق |
| khab39| دیدیم که ایشون نشسته بود زمین روی زمین |
| khab40| بدون عمامه و بدون مثلا این چی میگید لباده و اباره و اینا |
| khab41| فقط با قمیص ول |
| khab42| یعنی مثل شما میشه. نشسته بود |
| khab43| ولی خیلی بزرگتر از سن فعلیش، عمر فعلیش. |
| khab44| یعنی مثلا ریش سفیدش بیشتره |
| khab45|عه رنگ صورتش یه کمی عه خب ایشون |
| khab46| رنگش سفید بود ولی یه کمی مثلا |
| khab47|عه کان متاثر یعنی روشن بود که خسته است |
| khab48| هم اینجوری هم نفس میکشید یعنی ناراحت خب |
| khab49| من و اون برادر رفتیم نشستیم کنار. فقط چند نفر بودیم |
| khab50| ما تا خیلی تعجب کردیم او پس مردم کو هیچ کس نیست |
| khab51| به داد این سید برسه تو دل ما افتاد که |
| khab52| ایس شاید یک کسی میخاد بیاد آقا سید رو بکشه اتفاقا |
| khab53| یه شخصی آمد قد بلند، خیلی یعنی بدنش |
| khab54| قویه، آمد و نشست نزدیک ما |
| khab55| من گفتم که ظاهرا این میخواد امام موسی را بکشه |
| khab56| حالا بعد از چند دقیقه اذان گفته شده |
| khab57| امام موسی ایستاد و آمد به شما گفت بیایید با هم نماز جماعت بخونیم. |
| khab58| اون مرد گفت مگه شما کی هستی؟ |
| khab59| حالا عمامه نبود. لباس روحانی نداشت. |
| khab60| گفت من کسی نیستم من موسی صدر هستم و میخوام نماز جماعت بخونیم |
| khab61| او یه شمشیری یعنی اینقدر یعنی اینجا داشت |
| khab62|گرفت و میخواست امام رو بکشه. امام موسی رو بکشه. من خودم |
| khab63| یعنی رمیت نفسی علیه، یعنی خودم را عه عه |
| khab64| چی میشه؟ یع ریختم انداختم و امام موسی گفتم |
| khab65| آقا توجه کنید مثلا این میخواد شما را بکشه. دور شید از ایشون. |
| khab66| خب تمام شد این این قسمت |
| khab67| ما ایستادیم تو نماز جماعت، به امامت ایشون در وسط نماز |
| khab68| یه صدای بلندی |
| khab69|عه شو صادر شد و گفته که امام موسی کشته شد |
| khab70| خب نماز جماعت از بین خراب شد من و اون شیخ |
| khab71| رفتیم دنبال اون مرد. دم در او را دستگیر کردیم |
| khab72| من با د یعنی دست دست راستش من گرفتم دست چپش |
| khab73| اون شیخ گرف با همون شمشیری که امام رو کشتن |
| khab74| من او را زدم یعنی به گردنش |
| khab75| یک بار اون مقاومت کرد دو بار کشته شد |
| khab76| چند دقیقه دیدیم که یه ماشین قدیمی |
| khab77| سوارش هم یه تابوت. شما میگید تابوت؟ |
| khab78|ها با یه راننده می رفت وسط صحرا با اون |
| khab79| تابوت ما به عه |
| khab80| گفتیم پس این تابوت مال کیه؟ این جسد کیه؟ |
| khab81| یک کسی اونجا با همراه گوسفند ها |
| khab82| چی میشه؟ رایغنم یعنی. گفت نمیدونی این کیه؟ این امام موسی صدر. |
| khab83|کشته شد میخوام برم دفنش کنم. خب من خیلی گریه کردم، |
| khab84| بیدار شدم، گریه میکم. این قبل از اذان فجر.. |
| khab85| در مدرسه ما یه شیخ عراقی بود، |
| khab86| اهل عرفان و مکاشفه و این چیزا بوده. داستان های عجیبی هم داشت |
| khab87| بعد از عه طلوع آفتاب رفتم اتاقش گفتم |
| khab88| خب سنم هفده سال بود. گفتم حج آقا من |
| khab89| یه خوابی دیدم خیلی من را نگران کرد. برای من |
| khab90| مثلا تفسیر کن که میشه چی میشه. تعبیر کن. |
| khab91|گفت بگو من گفتم ولی نگفتم امام موسی گفتم |
| khab92| یه روحانی هست من او را دوست دارم. |
| khab93| میخواست یه مراسمی مثلا داشته باشه ما رو دعوت کرده اینجوری شد اینجوری شد |
| khab94| یک دفعه او به من گفت که |
| khab95| اون کسی رو که در خواب دیدی امام موسی صدر. |
| khab96| نیست؟ گفتم چرا هست. گفت که این آقا |
| khab97|یه روزی میات، مظلومانه، تنها |
| khab98| هیچ کس بیار اون نمیرسه، کشته میشه |
| khab99| و در جای در صحرا دفن میشه که قبر او معلوم |
| khab100| نمیشد یعنی نخواهد شد. من گفتم خب |
| khab101| صحرا کجا ما توی لبنان صحرا نداریم. اگر بناست او |
| khab102| ایشون شهید بشن خب تو همین لبنان شهید میشن |
| khab103| در میان یارانش و در لبنان دفن میشه و تشییع میشه و گفت |
| khab104| این در صحرا، در تشییع جنازه اش هیچ کسی شرکت نمیکنه |
| khab105| قبرش هم معلوم نیست، مظلومانه هم دفن میشه. |
| khab106| مو خیلی تعجب کرد گفت میخوای براتون |
| khab107| بقیه ی تعبیر خواب بگم؟ گفتم بفرمای |
| khab108| گو من سوال دارم، کسی که اون قاتل |
| khab109| اون قاتل رو زد. شما بودی یا اون شیخ؟ گفتم نه من بودم. |
| khab110|اوک شیخ در |
| khab111|کشتنش سهیم نبود؟ گفتم نه فقط در حدود این که دستش رو گرفت. |
| khab112|گفت تعبیر بقیه ی خواب این است که یه روزی خواهد آمد، |
| khab113| شما جایگزین این آقا میشید. و همون راهی که او رفت، |
| khab114| شما ادامه می دید و اهدافی که او دنبال می کرد، |
| khab115| با واسطه ی شما چی محقق |
| khab116| محقق میشه. |
| khab117| ما گفتیم حالا برای قسمت دوم ما نگرانی نداریم و برای قسمت اول ما |
| khab118| دعا می کنیم که به ایشون طول عمر بده و |
| khab119| تقریبا بعد از یک سال از این خواب، آقا موسی رفتن چیز |
| khab120|لیبی و دیگه خبری نشد از ایشون. |
| namaz0| بفرم سلام بفرما فضل |
| namaz1| بفرم بفرم اعوذ بالله من الشیطان رجیم |
| namaz2| بسم الله الرحمن الرحیم |
| namaz3| و الحمدلله رب العالمین |
| namaz4| و صلاة و سلام على سیدنا و نبینا |
| namaz5| شفیع ذنوبنا و حبیب قلوبنا |
| namaz6| ابلقاسم محمدب |
| namaz7| وعلى آله الطیبین الطاهرین المعصومین |
| namaz8| و صحبه المنتجبین |
| namaz9| وعلى جميع الشهداء والمجاهدين في سبيل الله |
| namaz10| منذ آدم الى قیام یوم الدین |
| namaz11| سلام علیکم و رحمت الله و برکاته |
| namaz12| بیست و دو سال پیش، دشمن صهیونیستی |
| namaz13|بشخ بخش هایی از سرزمین لبنان را |
| namaz14| در جنوب آن، تحت اشغال خویش در آورد. |
| namaz15| و پس از آن، به فاصله ی چهار سال |
| namaz16| دشمن صهیونیستی |
| namaz17| اقدام به اعزام ارتش بزرگ خود |
| namaz18| برای تصرف خاک لبنان، و رسیدن |
| namaz19|به بیروت، پایتخت آن نمود. در اون زمان |
| namaz20| دشمن صهیونیستی، اهداف متعدد |
| namaz21| و خطرناکی را |
| namaz22| از این تهاجم، در سر داشت که مهمترین اونها |
| namaz23| سیطره بر لبنان |
| namaz24| در همه، همه زمینه ها بود و در سایه ی تأیید |
| namaz25| و حمایت و پشتیبانی امریکا و غرب |
| namaz26| صورت گرفته و بدین سان |
| namaz27| ملت لبنان |
| namaz28| وارد مرحله ی تاریخی حساس |
| namaz29| و بی نهایت دشوار، گردیدند. |
| namaz30| در اون زمان سؤال اساسی این بود. ما چه بکنیم؟ |
| namaz31| ما چی می بایست می کردیم؟ بسیاری معتقد بودند |
| namaz32| که ما بدلیل ضعف و عجز خود |
| namaz33| هیچ گونه انتخابی نداشته و ناچار |
| namaz34| از پذیرش واقعیت موجود |
| namaz35| و هم زیستی با آن هستیم |
| namaz36| آیا ما بعنوان عده ی قلیلی |
| namaz37| می توانستیم اسرائیل را |
| namaz38| به عنوان نیرومندترین رژیم در خاورمیانه |
| namaz39|به شر به شکست بکشانیم |
| namaz40| آیا این امکان وجود داشت، که ارتشی را... |
| namaz41| که خود را ارتش شکست ناپذیر قلم داد می کرد، |
| namaz42| و در آن واحد و در همه ی جبهه های جنگ |
| namaz43| با ارتش های عربی جنگیده بود، با شکست |
| namaz44| مواجه سازیم؟ آیا می بایست؟ |
| namaz45| به سازمان های بین المللی پناه می بردیم؟ |
| namaz46| که شاید اونها سرزمین مون، سرزمین غصب شده |
| namaz47| و حقوق سلب شده و کرامت مون را |
| namaz48| به ما باز گردانند؟ در اون زمان |
| namaz49| سؤال های بسیاری در اذهان وجود داشت |
| namaz50| اون وقت، مجموعه ای از شخصیت های لبنانی |
| namaz51| و در راس اونها حجت الاسلام والمسلمین |
| namaz52| شهید سید عباس موسوی، دبیر کل حزب الله لبنان |
| namaz53| به تهران آمده و خدمت امام راحل |
| namaz54| حضرت امام خمینی قدس و خدمت امام راحل |
| namaz55| شرفیاب شده |
| namaz56| و اوضاع لبنان را به اطلاع ایشان رسانده، |
| namaz57| و از حضرت امام درخواست کردند |
| namaz58| که اونها را مورد ارشاد و رهنمایی خود قرار داده |
| namaz59| و تکلیف شرعی اونها را مشخص نمایند. |
| namaz60| در اون ملاقات، حضرت امام |
| namaz61| با قاطعیت و روشنی کامل |
| namaz62| وجوب مبارزه ی مسلحانه با صهیونیست ها را |
| namaz63| مورد تأکید قرار داده و فرمودند |
| namaz64| و فرمودند که باید لبنان را |
| namaz65| به گورستان متجاوزان صهیونیست تبدیل نمائید. |
| namaz66| و در مقابل شما هیچ راهی |
| namaz67| به جز جهاد و مقاومت و پایداری وجود ندارد. |
| namaz68| ایشون فرمودن، درست است که شما |
| namaz69| عده ی قلیلی هستید، ولی به خداوند متعال تکیه کنید |
| namaz70| و اوست که شما را یاری خواهد کرد. |
| namaz71| و پیروزی از آن شماست. حضرت امام |
| namaz72| تاکید فرمودند که از نقطه صفر |
| namaz73| آغاز کرده و منتظر هیچ کس نباشید |
| namaz74| و بدون هیچ تردیدی، با چشمان خود |
| namaz75| وعده ی الهی را خواهید دید. این کلمات |
| namaz76| و عبارت های نورانی، آغازگر |
| namaz77| و الهام بخش جهاد طولانی بود |
| namaz78| که هجده سال به طول انجامید و طی این مدت |
| namaz79| حزب الله لبنان، بهترین |
| namaz80| و شایسته ترین مردان |
| namaz81| و جوانان و رهبران خود را به عنوان شهدا |
| namaz82| و مجروحین و اسرا تقدیم نموده و بدین ترتیب |
| namaz83| ملت لبنان، مقاومات و پایداری نمودن |
| namaz84| بعد از هجده سال جهاد شجاعانه |
| namaz85| و صادقانه ی مستمر، دشمن صهیونیستی |
| namaz86| سرانجام خود را |
| namaz87| در مقابل یک سرنوشت حتمی |
| namaz88| یعنی شکست و فرار از لبنان، مشاهده کرد |
| namaz89| و این چیزی بود که رخ داد و به درستی که |
| namaz90| ما به یک پیروزی تاریخی و بزر و بزرگ دست یافتیم. |
| namaz91| به شکلی که اولین بار پس از پنجاه سال |
| namaz92| این دشمن تحت تأثیر حملات مجاهدین |
| namaz93| و بدون هیچگونه ی مذاکره یا دستاورد |
| namaz94| یا جائزه و یا حتی تضمین های امنیتی |
| namaz95| از سرزمین های اشغالی خارج می شد |
| namaz96| به درستی که پیروزی مقاومت اسلامی لبنان |
| namaz97| بر دشمن صهیونیستی تحقق وعده ی الهی بود |
| namaz98| این پیروزی |
| namaz99| نمونه ی برای همه ملت های منطقه و جهان گردید |
| namaz100| و نشون داد که دستیابی به حقوق |
| namaz101| و آزادی سرزمین ها با مقاومت و جهاد |
| namaz102| حتی در مقابل قوی ترین رژیم های جهان |
| namaz103| امکان پذیر است، بعد از هجده سال |
| namaz104| آنچه که امام قدس سره شریف فرمود بودند |
| namaz105| به طور کامل تحقق پیدا کرد |
| namaz106| بعد از هجده سال، آنچه که |
| namaz107| حضرت امام قدس سره فرموده بودند |
| namaz108| به طور کامل تحقق پیدا کرد و آنچه که |
| namaz109| ولی امر مسلمین |
| namaz110| حضرت آیت الله العظمی خامنه ای |
| namaz111| دائما تأکید فرمودن، تحقق یافت. |
| namaz112| مقام معظم رهبری، دائما |
| namaz113| وجوب اعتماد و اطمینان به خداوند و توکل |
| namaz114| و توسل به او را مورد تاکید قرار می دادند |
| namaz115| چرا که پیروزی تنها به دست اوست. |
| namaz116| در سال های طولانی جهاد و مقاومت |
| namaz117| جمهوری اسلامی ایران، مقام معظم رهبری، |
| namaz118| مسئولین محترم، دولت، |
| namaz119| و مردم شریف ایران، در کنار لبنان |
| namaz120| ملت، مقاومت و دولت آن قرار گرفته، |
| namaz121| و ضمن حمایت از اونها، جمهوری اسلامی ایران |
| namaz122| برهای سنگینی را بر دوش خویش |
| namaz123| تحمل کرده و با فشا فشارهای فراوانی |
| namaz124| مواجه گردید، تا مگر از تأیید و حمایت خود |
| namaz125| از لبنان و فلسطین عقب نشینی نماید |
| namaz126| امری که هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی |
| namaz127| اتفاق نیفتاد. بدین سان |
| namaz128| مقاومت اسلامی لبنان را، مقاومت اسلامی لبنان |
| namaz129| با ارشادات و رهنمودهای حضرت امام |
| namaz130| و مقام معظم رهبری |
| namaz131| و حمایت مسؤولین جمهوری اسلامی ایران |
| namaz132| از هجده سال پیش تا کنون، ادامه یافت. |
| namaz133| من امروز، و به نیابت، |
| namaz134| از مقاومت اسلامی |
| namaz135|رزمندگان مقاومت اسلامی |
| namaz136| و خانواده های محترم شهداء، و جانبازان و آزادشدگان |
| namaz137| و اسرا، و مجاهدین، و ملت لبنان |
| namaz138| به شما، این پیروزی را تبریک گفته |
| namaz139| و مراتب تقدیر و سپاس گزاری خود را |
| namaz140| از مقام معظم رهبری |
| namaz141| و ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران |
| namaz142| و همه مسئولین فعلی و گذشتی و گذشته |
| namaz143| و همه ی مردم و بزرگ ایران تقدیم می نمایم. |
| namaz144| و به شما عرض میکنم که |
| namaz145| ما شما را در این پیروزی بزرگ |
| namaz146| شریک خود می دانیم. برادران و خواهران عزیز! |
| namaz147| این پیروزی، تاکیدیست |
| namaz148| بر درستی و نیرومندی افکار |
| namaz149| و خط مشی حضرت امام و دیدگاه های اون مرد بزرگ |
| namaz150| این پیروزی، یک بار دیگر |
| namaz151| نشون داد که، حفاظت از اصول |
| namaz152| و افکار این امام عظیم الشان، تنها راه عزت |
| namaz153| و کرامت و سربلندی در دنیا و آخرت است |
| namaz154| و ما هنگام تمسک، به این اصول و ارزش ها |
| namaz155| در واقع، قادر خواهیم بود که سرنوشت خود را |
| namaz156| خود به دست گرفته |
| namaz157| و در مقابل طاغوت ها و مستبدین، و اشغال گران |
| namaz158| مقاومت کنیم. برادران و خواهران عزیز! |
| namaz159| اکنون لازم میبینم که نظر شما |
| namaz160| و همه ملت های مسلمان را |
| namaz161| به خطر بزرگی که از سوی رژیم صهیونیستی |
| namaz162| این منطقه را تهدید می کند. جلب نموده. |
| namaz163| و تأکید نمایم که ما هم اکنون |
| namaz164| بیش از هر زمان دیگر به وحدت و همکاری |
| namaz165| بین همگان همگان نیازمندیم تا اون که بتوانیم |
| namaz166| این خطر بزرگ را، که هیچ ملت یا کشوری را |
| namaz167| در جهان اسلام مستثنا نمی کند، دفع نماییم |
| namaz168| من امیدوارم که، ملت عزیز ما در فلسطینی اشغالی |
| namaz169| بتوانند بتوانند با توکل به خداوند متعال |
| namaz170| و کمک همه ی مسلمین و آزادگان عالم |
| namaz171|پیروزی بزرگ دیگری را |
| namaz172| مشابه آنچه که در لبنان رخ داد |
| namaz173| با دستان خود رقم زند. همچنین |
| namaz174| امیدوارم که بتوانیم از امت، سرزمین، |
| namaz175| و ارزش های خود دفاع کرده و با ادامه ی جهاد خود |
| namaz176| پیروززی نهایی را محقق سازیم |
| namaz177| بار دیگر به شما تبریک گفته |
| namaz178| و از صمیم قلب، از شما تشکر نموده |
| namaz179| از خداوند متعال، برای رهبر عزیزمون |
| namaz180| و مسئولین محترم، و مولت و ملت شریف |
| namaz181|و عظیم و بزرگ ایران، ادامه ی توفیقات الهی |
| namaz182| و پیروزی و سربلندی را |
| namaz183| مسئلت ن می نمایم و السلام علیکم |
| namaz184| و رحمت الله و برکاته |
|
|